شهرداری اراک


16

شیخ رحمت‌الـه قاضی عراقی

شیخ رحمت‌الـه قاضی عراقی

شیخ رحمت‌الـه قاضی عراقی فقیه و پارسا بود. نه پدرش عباس‌ علی و نه هیچ‌کدام از افراد فامیل وی اهل علم نبودند. او در شهر اراک دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خویش را نیز در این شهر گذراند و پس از استفاده از محضر بزرگانی مانند سیدنورالدین عراقی و سیدمصطفی عراقی، فرزند آقامحسن اراکی،به اصفهان رفت و از اساتید آن شهر به خصوص مرحوم میرزا جهانگیرخان قشقایی فیلسوف و عارف بزرگ استفاده کرد و درس همین استاد سبب آشنایی وی با آیت‌الـه‌ العظمی بروجردی شد، او نیز از شاگردان مرحوم قشقایی بود. دوستی که تا پایان عمر مرحوم قاضی عراقی ادامه داشت. وی پس از اصفهان به عتبات عالیات مهاجرت کرد و از محضر اساتید بزرگ آن عصر، بخصوص آیت‌‌الـه شیخ محمدنقی شیرازی (میرزای دوم و رهبر استقلال کشور عراق) بهره جست، و پس از تکمیل مراتب علمی به زادگاه خویش بازگشت.

شیخ رحمت‌‌الـه در اراک از دوستان بسیار نزدیک آیت‌‌الـه شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود و از آن جایی‌که علاوه بر مقام علمی، زهد، تقوا، آشنایی با امور اجتماعی و قضاوت، از تیزبینی و زکاوت خاصی برخوردار بود. از این‌رو مرحوم حائری مسوولیت قضاوت و حل و فصل اختلافات مردم را به وی واگذار نمود. مرحوم آیت‌الـه‌العظمی اراکی در این خصوص فرموده‌اند: «مردم اراک برای حل و فصل اختلافات خویش به مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم مراجعه می‌کردند و آن مرحوم این امر را به آقای قاضی محول می‌کردند. ایشان نیز طوری عمل می‌کردند که مرحوم حاج شیخ حظ می‌کردند.» به خاطر تصدی همین امر بود که ایشان به قاضی مشهور شدند. به همین دلیل، نقش مهر ایشان نیز یا قاضی‌‌الحاجات بود.

همسر ایشان بانو (صاحب سلطان مروارید) از نوادگان مولی ‌مهدی و مولی ‌احمدنراقی بوده ‌است. ثمره این ازدواج پنج پسر و یک دختر بود. سه پسر که پشت سرهم به دنیا آمدند و فوت کردند، و هرسه پسر حسین نام داشتند و بعد از آن محمدرضا و آیت‌الـه حاج شیخ محمدتقی ستوده (ره) به دنیا آمدند.

از جمله نکات برجسته اخلاقی معنوی ایشان:

1- ارادت به اهل ‌بیت (ع)، به طوری که وقتی در مدح مرحوم قاضی شعری سروده بود، او را «این حسین الهی‌است» توصیف کرده ‌بودند.

2- تعصب در دین، که همین تعصب و نیز بینش عالی ایشان، وی را گوینده کلامی نغز و ماندگار کرد. نقل شده‌ وقتی در زمان رضاخان جریان کشف حجاب و ممنوعیت از استفاده لباس روحانیت (به جز برای عده‌‌ای خاص و بسط مجوز دولتی) پیش آمد، ایشان در خصوص ممنوعیت لباس روحانیت بسیار ناراحت بودند، به ایشان گفته بودند: چرا شما از پوشیدن لباس روحانیت که امر مستحبی است بیشتر از حجاب، که امر واجبی است ناراحتید؟ گفته بود: اگر عمامه بماند، حجاب را برمی‌گردانند.

3- حریت و آزادمنشی

4- نفوذ کلام و اهتمام به امر به معروف و نهی از منکر

5- دوستی با مرحوم آیت‌الـه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به حدی که مرحوم حائری گاهی به ایشان خطاب می‌کردند: «آقای قاضی، جانم به قربانت!» و ایشان از دوستان سفر و مرحوم حائری بوده‌‌اند.

6- شوخ‌‌طبعی و گشاده‌‌رویی

7- حق‌‌پذیری

8- سخاوتمندی

9- دقت و احتیاط در پرداخت وجوه شرع

که هرکدام سرفصل خاطرات و پندها و آثار تربیتی بسیاری بوده‌است. ایشان در حوزه علمیه اراک هم تدریس می‌نموده‌اند. سرانجام در سال 1358 ه. ق مطابق با 1318ه. ش در اراک دیده از جهان فروبست و در صحن مقبره استادش، سیدنورالدین عراقی و در کنار همسرش (وفات:1313ه. ش) به خاک سپرده شد.

عنوان خبر
امتیازات:: (74) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (1690)
کد خبر: 2709